تاحالا شده وسط یه روز آفتابی توی یه کشور غریب یهو یه غم عجیب بیاد سراغت که ندونی از چیه؟ خوب که دقت میکنی مشکل خاصی وجود نداره و همه چی روبهراهه؛ شغلتو داری و ازش راضی هستی، درآمد و رفاه خوبی داری و احساس امنیت و آرامش می کنی اما انگار یه تیکه از پازل وجودت گم شده. یه حفره خالی که با هیچ دلار و یورویی پر نمیشه.
بعضی از مراجعینی که مهاجرت کردن تو جلسه درمان با یه حس عذاب وجدان میگن «نباید ناشکری کنم. من با بدبختی مهاجرت کردم تا به اینجا برسم، خیلی سختی کشیدم و اینجا شرایطم اوکیه اما نمیدونم چرا خوشحال نیستم؟ چرا دلم میخواد برگردم؟ خیلیا میگن خوشی زده زیر دلت!»
اول از همه لازمه که بدونید که خوشی زیر دلتون نزده و دیوونه نشدید! این حس غریب، اسمش سوگ فرهنگیه.
مقاله مرتبط: مراحل روانی مهاجرت؛ از سرخوشی اولیه تا ساخت هویت دوگانه
سوگ فرهنگی چیه؟
وقتی اسم سوگ میاد معمولاً آدما فکر میکنن سوگ فقط وقتی اتفاق میافته که عزیزی رو از دست میدیم. اما واقعیت اینه که ما برای «جاها»، «صداها»، «بوها» و «روش زندگی» هم میتونیم سوگوار بشیم.
سوگ فرهنگی یعنی از دست دادنِ بستر آشنای زندگی. یعنی از دست دادن ارتباطی که فرد رو به اطرافش وصل میکرد. وقتی فردی مهاجرت میکنه، فقط از خانواده دور نمیشه؛ یسری چیزها رو هم از دست میده مثل:
- زبان مادری: یعنی اون راحتی که وقتی عصبانی یا خوشحالی، بدون فکر کردن حرف بزنی و دنبال کلمه نگردی
- آداب و رسوم: با مهاجرت قاعدتا فرد یک سری مراسم ها و رسوم رو از دست میده، مثلا دورهمی های عید توی ایران
- هویت اجتماعی: مثلا اینکه توی محله خودت که بودی افرادی میشناختنت، ولی اینجا فقط یه مهاجری
یکی از مراجعینی که دو ساله به خارج از کشور مهاجرت کرده از تجربه سوگ فرهنگیش میگفت: «دیروز رفتم سوپرمارکت. دلم میخواست با فروشنده حرف بزنم، شوخی کنم، مثل سوپرمارکت محلهمون توی ایران که میشناسمش. ولی اینجا همه چی ماشینیه. کارت میکشی و میای بیرون. دلم لک زده واسه اینکه یکی بهم بگه قابل نداره. دلم واسه بوی نون سنگک تازه تنگ شده، واسه صدای اذان با اینکه مذهبی هم نیستم ولی شنیدنش برام این معنی رو می داد که من خونهام. اینجا با اینکه خونه و امکانات خوبی دارم ولی حس خونه رو ندارم.»
مقاله مرتبط: مشکلات روانشناختی مهاجرت به خارج برای ایرانی ها
این صحبت ها نشون دهنده احساس فقدان و دلتنگی برای محیط آشناییه که فرد توش بوده و تمام چیزهایی که به اون حس پیوند می داده و حالا تو محیط جدید هیچ کدوم رو تجربه نمی کنه. سوگ فرهنگی نشونه های دیگه ای هم داره که در ادامه توضیح داده میشه:
نشانههای سوگ فرهنگی:
خستگی مزمن:
فرد احساس خستگی مداومی رو تجربه میکنه که به خستگی جسمانی مربوط نیست، انگار ذهنش بی انرژی و خسته است. چون مغزش مدام داره تلاش میکنه کدهای فرهنگی جدید (زبان جدید، قوانین جدید) رو پردازش کنه و این انرژی زیادی میگیره.
ایدهآلسازی گذشته:
ذهن فرد شروع میکنه به ایده آل سازی چیزهایی که تو ایران داشت. مغز به طور یک طرفه فقط نقاط مثبت گذشته رو پر رنگ میکنه و سختی ها و نکات منفی رو فراموش میکنه و بیش از حد بر ایرادات فرهنگ کشور جدید تمرکز میکنه. مثلا صمیمیت ایرانی ها رو پررنگ میکنه و ترافیک و آلودگی هوا و شرایط ناخوشایند دیگه رو یادش میره.
ترس از فراموشی:
فرد نگرانه عادات آشنای کشور خودش رو فراموش کنه. مثلا میترسه بچه اش فارسی یاد نگیره و زبان مادری اش رو فراموش کنه.
احساس گناه:
فرد وقتی بعضی از جنبه ها و عادات فرهنگ جدید رو می پذیره یا تقلید میکنه دچار احساس گناه میشه که داره به فرهنگ و ارزش های اصلی خودش خیانت میکنه.
چرا سوگ فرهنگی پیچیده است؟
سوگ فرهنگی میتونه جزء سوگ های پیچیده قرار بگیره. سوگ پیچیده زمانی اتفاق می افته که فرد بعدِ از دست دادن یک فرد مهم، دوره ای طولانی و شدید از سوگ رو تجربه کنه. سوگ فرهنگی به این دلایل میتونه یه سوگ پیچیده باشه:
- تو سوگ عادی فرد یک عزیز رو از دست میده ولی در نهایت فرد در طی زمان آروم آروم نبود عزیزش رو می پذیره. اما تو سوگ فرهنگی وطن نمرده. ایران سر جاشه، خیابونها هستن، بقیه دارن اونجا زندگی میکنن، فقط تو اونجا نیستی!
- تو سوگ فرهنگی فرد چیزای زیادی رو از دست میده مثل محیط آشنایی که توش بوده، نقش های اجتماعی، زبان و ارتباطاتش و غیره.
- تو سوگ فرهنگی فرد دائم در حال یادگیری و سازگاری با محیط جدیده و هر بار که به یه سطحی از سازگاری می رسه ممکنه چالش جدیدی پیش بیاد که فرآیند سازگاری رو دوباره مختل کنه. این حالت باعث میشه مغزت نتونه این پرونده رو ببنده و موضوع باز می مونه و انرژی زیادی ازت می گیره.
مقاله مرتبط: افسردگی بعد از مهاجرت: نشانه ها و راهکارهای درمان
مقاله مرتبط: 7 راهکار عملی برای غلبه بر افسردگی
چطور سوگ فرهنگی رو درمان کنیم؟
1.به غمت رسمیت بده
احساسی که تجربه می کنی رو معتبر بدون. بدون که تنها نیستی. میلیونها ایرانی تو سراسر دنیا این حس رو تجربه کردن و این سوگ بخشی از مهاجرته. وقتی غمگین شدی به خودت نگو ای بابا لوس شدم یا اینکه مدام خودتو بخاطر حسی که داری سرزنش کنی. به خودت یادآوری کن من بخش بزرگی از هویتم رو جا گذاشتم و حق دارم که براش ناراحت باشم. تا وقتی این غم رو انکار کنی، نخوای باهاش رو به رو میشی بیشتر می مونه و بهت فشار میاره.
2. جزیرههای فرهنگی بساز
برای انجام کارها یا برنامه هایی که میتونه تو رو به فرهنگ ایرانی وصل کنه برنامه ریزی کن. مثلا میتونی یه گوشه از خونه ات رو با اِلمان های ایرانی و عکس های قدیمی دیزاین کنی، مهمونی هایی برگزار کنی که دوستای غیر ایرانیت هم باشن و با پختن غذاهای ایرانی و رسوم مربوط به ایران فرهنگت رو بهشون نشون بدی.
یکی از مراجعینم از تجربه اش تو این زمینه میگفت شنبهها رو گذاشته «روز ایرانی». اون روز غذاهای کاملا ایرانی میخوره، موزیکهای ایرانی مثل هایده و شجریان پلی میکنه و با بچههاش فقط فارسی حرف میزنه. این کارها باعث نمیشه فرد واقعیت رو انکار کنه، باعث میشه باتری روانش رو با متصل کردن به فرهنگ اصلی خودش شارژ کنه.
3. ترکیب فرهنگ جدید و فرهنگ ایرانی
بپذیر که قرار نیست با مهاجرت کاملا فرهنگ جدید رو جایگزین فرهنگ ایرانی کنی و نگران باشی که نکنه ایرانی بودن و هویتت رو فراموش کنی. بدون که داری به یه آدم دو فرهنگی تبدیل میشی. میتونی نقاط مشترک دو فرهنگ رو هم پیدا کنی و در کنار سازگاری با فرهنگ جدید و حفظ هویت ایرانی خودت یه هویت ترکیبی بسازی.
4. شبکه های حمایتی برای خودت بساز
احساس تنهایی، سوگ فرهنگی رو تشدید میکنه. میتونی توی کامیونیتیهای محلی (باشگاه، کلاس هنری) عضو بشی و دیگه اینکه گروه ها یا انجمن های فرهنگی ایرانی رو پیدا کنی و با ورود به اون جاها بخشی از فرهنگ ایرانی خودت رو حفظ کنی.
5. از روانشناس برای گذر از این سوگ کمک بگیر
گاهی این سوگ با اضطراب شدید یا افسردگی همراه میشه. برای اینکه یاد بگیری چطوری ازش عبور کنی و چطوری این حجم از هیجانات مختلفی که تجربه می کنی رو مدیریتشون کنی و با وجود دلتنگی مسیر رشدت رو ادامه بدی میتونی از یه درمانگر حرفه ای کمک بگیری. راهکارهایی که در بالا گفته شد وقتی در کنار حضور یک درمانگر امن و حرفه ای استفاده بشه میتونه موثرتر عمل کنه و کمک خیلی زیادی بهتون بکنه.
مجموعه ژیوان درمانگرهایی داره که هم از افراد حرفه ای و متخصص این رشته هستن و هم تخصصشون روی کار با مهاجرین ایرانی هست. به این دلیل کلینیک ژیوان میتونه یه انتخاب خیلی خوب برای مهاجرین ایرانی باشه. برای دیدن رزومه درمانگران کلینیک ژیوان از این قسمت و برای رزرو نوبت مشاوره میتونید از این قسمت اقدام کنید.
کلام آخر:
مهاجرت مثل کاشتن یه درخت کهنسال توی یه خاک جدیده. زمان میبره تا ریشهها دوباره جون بگیرن. اگه الان احساس میکنی برگهات زرد شده، نترس. به ریشههات برس، اما به آفتابِ سرزمین جدید هم اجازه بده بهت بتابه.