مهاجرت برای خیلی از ایرانی ها مثل یه رویاست؛ عبور از گیت فرودگاه امام خمینی و رسیدن به سرزمینی با ثبات اقتصادی و آزادیهای اجتماعی و جایی که میشه توش پیشرفت کرد و آرزوها رو دنبال کرد. ولی در کنار تمام مزایا و منفعت هایی که مهاجرت میتونه به وجود بیاره، چیزی که معمولا ناگفته میمونه، هزینه ایه که روان ما برای این جابجایی میپردازه. مهاجران بعد از مهاجرت با مشکلات و چالش های مختلفی رو به رو میشن. تو این مقاله برخی از این مشکلات روانشناختی مهاجرت به خارج از ایران رو طبق گفته های مراجعین، با هم بررسی میکنیم.
مقاله مرتبط: مراحل روانی مهاجرت؛ از سرخوشی اولیه تا ساخت هویت دوگانه
۱. احساس فشار برای شاد بودن
یکی از فشارهایی که مهاجران ایرانی رو دوش خودشون احساس میکنن، انتظار موفقیت و شاد بودن از سمت خانواده، اقوام و دوستانشون تو ایرانه. مثلا سارا (نام مستعار) یکی از مراجعینیه که سه ماهه به تورنتو مهاجرت کرده. سارا تو جلسات درمان میگفت تو اینستاگرام عکسهایی از برج CN و قهوههای استارباکس میذاره و همه کامنت می ذارن: «خوش به حالت، نجات پیدا کردی!» یا «همیشه خوشحال باشی عزیزم». اما واقعیت اینه که شب ها سارا از شدت تنهایی و دلتنگی گریه میکنه و روزها هم درگیر پیدا کردن کار و تطبیق با سرمای هوا و سازگار شدن با تکالیف دانشگاهه.
2. سندروم حفظ آبرو در غربت
خیلی از مهاجرین دچار سندرومی هستن که میشه اسمش رو حفظ آبرو تو غربت گذاشت. اونا نمیخوان با گفتن از مشکلاتشون، پدر و مادر یا سایر عزیزانشون رو تو ایران نگران کنن یا مثلا در نظر فامیل و دوستان، یه وقت شکستخورده به نظر برسن. این سانسورِ احساسات، باعث میشه غم، اضطراب و احساسات دیگه ای که در میون نمیذارن تو وجودشون تلنبار بشه. فکر میکنن چون مهاجرت کردن و دیگران فکر میکنن اونا الان در رفاه و آسایش قرار گرفتن دیگه حق ندارن شکایت کنن و از احساسات ناخوشایندشون حرف بزنن. اما این سرکوب احساسات متاسفانه آسیب ها و پیامدهای ناخوشایندی رو به وجود میاره و به صورت های مختلفی اثر خودش رو توی زندگی نشون میده.
3. از دست دادن جایگاه اجتماعی
یکی از اتفاقاتی که بعضی افراد بعد مهاجرت تجربه میکنن از دست دادن اون جایگاه اجتماعی و شغلی هست که تو ایران داشتن و حالا دیگه ندارن. تبدیل شدن از یک شخصیت مهم به یک شهروند معمولی یا درجه دو، ناخوشاینده و ضربه بزرگی به اعتماد به نفس و عزت نفس آدم میزنه.
مثلا مراجعی میگفت که در تهران مدیر ارشد یک شرکت مهندسی بوده، منشی داشته و جایگاهی برای خودش داشته. اما حالا تو برلین مجبور شده از صفر شروع کنه و کاری رو انجام بده که با تخصصش همخوان نیست! ما آدما بخشی از هویتمون رو از شغل و جایگاهمون میگیریم و به واسطه شغلی که داریم هویت خودمون رو به دیگران معرفی می کنیم. مراجعی که میگه: «من تو ایران کسی بودم برای خودم!»، ذهنش همچنان درگیر جایگاهیه که قبلا توش بوده و احترامی که بدست می آورده. انگار هویتش آسیب دیده و عزت نفسش خدشه دار شده! این فرد هنوز برای چیزهایی که از دست داده، سوگواری نکرده!
نکته مهم: یکی از چیزهایی که من به مراجعینم میگم اینه که باید بدونید که خیلی اوقات مهاجرت مثل تولد دوباره است؛ شمایی که مهاجرت کردین مثل کودکی هستین که باید دوباره راه رفتن (یادگیری سیستم جدید) و حرف زدن (زبان جدید) رو یاد بگیره. کشف کنه و دوباره برای خودش شرایط و موقعیت هایی رو بسازه. این بخشی از فرآیند رشد و سازگار شدن با مقصد جدیده.
مقاله مرتبط: افسردگی بعد از مهاجرت: نشانه ها و راهکارهای درمان
4. احساس عذاب وجدان از لذت بردن بدون خانواده
یکی از چالش هایی که مهاجران ایرانی درگیرش میشن احساس گناه به خاطر رها کردن خانواده در شرایط سخت اقتصادی ایرانه. یکی از مراجعینم میگفت هر بار که قیمت دلار تو ایران بالا میره دچار اضطراب میشه. هر وقت در حال خرید و تفریحه مدام قیمت خریدهای روزانهاش رو توی ذهنش به تومن تبدیل میکنه! وقتی یک ساندویچ ۱۵ دلاری میخره، به خودش میگه این پولِ حقوقِ دو روزِ پدرم تو ایرانه. این عذاب وجدان، زندگی توی کشور جدید رو براش تلخ میکنه. یا یکی ممکنه بگه چطور من اینجا راحت تفریح کنم و چیزای خوب استفاده کنم اما مادرم که مریضه اونجا دارو پیدا کردن براش سخت و گرون باشه. این احساس عذاب وجدان مداوم برای فرد بسیار فلجکننده میشه و همراه با حس غم عملکرد اون رو تحت تاثیر قرار میده.
نکته مهم: نکته ای که لازمه مد نظر داشته باشین اینه که رنج کشیدن شما در خارج، کمکی به رفاه خانواده تو ایران نمیکنه. برعکس، اگر شما سلامت روان و ثبات مالی داشته باشین، در آینده تکیهگاه محکمتری برای اونا خواهید بود و اونها هم با خوشحالی شما خوشحال ترن.
مقاله مرتبط: چرا بعد از مهاجرت همش به ایران فکر میکنم؟ نشانه ها و درمان سوگ فرهنگی
5. تنهایی
تفاوت فرهنگی تو نحوه برقراری ارتباط، خیلی از ایرانی ها رو منزوی میکنه. فرهنگ غرب معمولاً فردگراست، در حالی که ما از یک فرهنگ جمعگرا میاییم. یکی از مراجعین می گفت: تو لندن دوستای انگلیسی زبان مختلفی دارم، اما احساس میکنم روابطمون سطحیه! انو دلتنگِ دورهمیهای بیدلیل و یهویی با دوستای صمیمیش بود و می گفت اینجا باید برای دیدن دوستم از دو، سه هفته قبل وقت بگیرم! دلم برای اینکه زنگ بزنم به دوستم بگم فلانی کتری رو بذار دارم میام، تنگ شده. دلم میخواد بشینم ساعتا با دوستم درد و دل کنم اما اینجا اون رابطه شکل نمی گیره.
نکته مهم: یکی از واقعیت هایی که مهاجرها لازمه از قبل بپذیرن تفاوت زبانیه. زبان فقط کلمه نیست؛ زبان بارِ عاطفی داره. شما ممکنه آیلتس ۸ داشته باشین، اما نتونین با اون زبان راحت با دوست انگلیسی زبونتون درد دل کنین یا شوخیهای ظریف کنید. کاری که میشه کرد اینه که توی دوست های خارجی و ایرانی تون تعادل ایجاد کنید. هم سعی کنید در جامعه میزبان ادغام بشین و دوستی هایی رو با افراد جامعه میزبان شکل بدین و هم حتماً یه گروه کوچیک از دوستای همزبون ایرانی برای ارضای نیاز به صمیمیتِ عمیق داشته باشین.
6. چالشهای زوجین و طلاقهای مهاجرتی
گاهی مهاجرت برای زوجینی که با هم رفتن فشاری رو به وجود میاره که باعث میشه شکافهای پنهان روابطشون آشکار بشه. تغییر نقشهای سنتی زن و مرد در خارج از کشور یکی از این عوامل می تونه باشه. زوجی رو در نظر بگیرید که وقتی تو ایران بودن آقا نانآور اصلی خونه بود و خانم دانشجو بود و بیشتر مدیریت خونه رو بر عهده داشت. حالا که مهاجرت کردن به کانادا، خانم زودتر کار پیدا کرده و زبان انگلیسیش بهتره. حالا آقا احساس بیکفایتی میکنه و این موضوع باعث شده تو خونه پرخاشگر بشه و دوتایی سر تقسیم وظایف دچار مشکل بشن.
نکته مهم: نکته ای که لازمه زوجین مهاجر در نظر داشته باشن اینه که سرعت تطبیقپذیری زن و شوهر با محیط جدید متفاوته. مردی که در بافت فرهنگی ایران بزرگ شده بعد از مهاجرت گاهی ممکنه در برابر از دست دادن اقتدار سنتی اش مقاومت کنه و جرو بحث ها استارت بخوره. با کمک یه درمانگر میشه خیلی از باورهای قبلی مورد بررسی قرار بگیرن و نقش های زن و شوهر بازتعریف بشن و هر دو نفر بپذیرن که ما یک تیم هستیم، نه رقیب.
مقاله مرتبط: 6 راه برای تقویت رابطه زناشویی و اجتناب از طلاق!
راهکارهایی برای رو به رو شدن با چالش های مهاجرت
اگر شما هم مهاجری هستین که این چالش ها رو تجربه میکنین، بدونید که تنها نیستین. بپذیرید که این چالش ها جزئی از این مسیره و نیاز به مدیریت داره.در ادامه چند راهکار عملی پیشنهاد مکنم:
1. سوگواری کنید
به خودتون حق بدین که دلتنگ بشین. برای خیابون های شهرتون، برای آغوش مادر و برای خیلی از چیزهای کوچیک مثل قدم زدن توی خیابون ولیعصر! انکارِ دلتنگی فقط اون را قویتر میکنه. به جای سرکوب احساساتتون اونا رو ببینید و معتبر بدونید و سعی کنید تجربه اش کنید. تجربه اون غم و هیجانات ناخوشایند به گذر کردن ازش کمک میکنه.
2. شبکه حمایتی سالم بسازید
از اینکه با ایرانیهای دیگه ارتباط بگیرین نگران نباشید. درسته که گاهی از قضاوتهای هموطنامون میترسیم، اما پیدا کردنِ آدمای همفکر و ایجاد روابط سالم با افرادی از فرهنگ مشترک، مثل مرهمیه که جایگزین نداره. توی فعالیت های جمعی مشترکی که فرصت آشنایی با سایر ایرانی ها رو فراهم میکنه شرکت کنید و ارتباطات دوستانه ای رو آغاز کنید.
3. بررسی اخبار مربوط به ایران رو محدود کنید
از چک کردن بیش از حد اخبار ایران جلوگیری کنید. پیگیری لحظهبهلحظه اخبار ایران و قیمت ارز، وقتی کاری از دستتون برنمیاد، فقط سیستم عصبی شما را تخریب میکنه و هیجان اضطراب رو بالا می بره. لازمه برای چک کردن اخبار مربوطه محدودیتی رو در طول شبانه روز برای خودتون تعیین کنید.
4. کمک حرفهای بگیرید
مراجعه به روانشناس، بهویژه روانشناسی که با بافت فرهنگی شما آشناست، به شما کمک میکنه در گذر از چالش های این مرحله مهم زندگی قدم بردارین و سلامت روانتون رو بهبود بدین. همه میدونیم که انتخاب روانشناس ایرانی به صورت حضوری توی کشورهای خارجی خیلی پرهزینه است. شاید بهترین انتخاب برای شما اینه که از روان شناس های ایرانی ساکن ایران که به صورت تصویری و آنلاین به شما مشاوره میدن استفاده کنید.
درمانگرهای کلینیک ژیوان از قوی ترین های تخصص خودشون هستن و تجربه خوبی از کار با مهاجرین دارن. ما این اطمینان رو به شما میدیم که روان درمانگر های کلینیک ژیوان توی این مسیر، می تونن همراه خوبی براتون باشن. البته که اعتماد به یه درمانگر معتمد و متخصص برای همه کار سختیه، ولی ما سعی کردیم با فراهم کردن یه جلسه پیش مشاوره حدودا 20 دقیقه ای رایگان، این اعتماد رو به شما هدیه بدیم. پس می تونید همین الان از طریق این لینک، یک جلسه مشاوره رایگان پیش مشاوره رو داشته باشید. برای دیدن رزومه روان شناس های کلینیک ژیوان هم می تونید از طریق این لینک اقدام کنید.